در تجليل از هنرمندي كه درد مردم دارد
پرستويي مرد است كه سرفههاي جانباز شيميايي را ميشنود/
هنرمندي كه هنوز ليلي با اوست
گروه فرهنگي: اين روزها كه بساط فرش قرمز و شير و پلنگهاي نقرهاي و طلايي گرم است، بازيگر بودن بهانه خاصي نميخواهد. همين كه ميتواني يكي از اين مجسمهها را صيد كني و در ميان هوراي علاقه مندان سينه چاكت از روي صحنه پايين بيايي دليل خوبي است كه بازيگر باشي و سعي كني هيچ چيز اين بازيگر بودنت را تهديد نكند و هيچ چيز كلاس هنرمنديات را پايين نياورد.
به گزارش رجانيوز، اما از جبهه و خاكريز دم زدن، خاكساري در برابر يك جانباز شيميايي و ارزش قائل شدن براي رزمندگان دفاع مقدس از جمله چيزهايي است كه ميتواند به همين كلاس و پرستيژ و هزار كوفت و زهرمار هنري ديگر ضربه بزند.
و تو بايد مرد باشي كه درد داشته باشي. بايد مرد باشي كه سرفههاي يك جانباز شيميايي آسايشت را بگيرد و در ميان هياهوي جشنوارهها و جايزهها به گوشت برسد.

رجانیوز
+ نوشته شده در سی ام دی ۱۳۹۱ ساعت 7 توسط امید
|
جانبازان شيميايی ما، گمنام ترين و سربلند ترين قهرمانان جبهه های دفاع مقدس هستند. آنها هر روز، زندگی در ميان شعله های آتش را تجربه می کنند. داستان نشستن شيخ الانبياء حضرت ابراهيم(ع) در دل آتش حکايت همين جانبازان ماست که از نسل معنوی همان پيامبر آتش نشينند. جانبازان دلاور ما در هر جبهه ای از جبهه های مقدس ردپايی از خود گذاشته اند که آثار آنها را در تمامی جبهه های غرب و جنوب می توان ديد. آنها گاه در لابلای کوه های سر به فلک کشيده کردستان به جست وجو و دفاع مشغول می شدند و گاه در ميان امواج خروشان کارون و اروند، در پی ديار دلدار، تن به طوفان دريا سپرده اند، که حکايت شان يک تاريخ حادثه را در برابر ما آشکار می کند.