خودکشی جانباز گلستانی....

خودکشی جانباز گلستانی و امتناع رييس بنياد شهيد از پاسخگويی
شمال نیوز: گفته می‌شود متوفی که از مشکلات روانی رنج‌ می‌برده چندی قبل به بنیاد شهید مراجعه کرده بود که به صورت پرخاشگرانه و عصبی در حالی که میله‌ای در دست داشت، پس از مصدوم کردن نگهبان اداره، به واحدهای دیگر مراجعه و همچنین شیشه‌های درب ورودی را شکسته بود.
خودکشی جانباز گلستانی و امتناع رييس بنياد شهيد از پاسخگويی

شمال نیوز:  چندی پیش وبلاگ جانبازان شیمیایی از خودکشی جانبازی خبر داد که مسئولان بنیاد شهید استان گلستان این جانباز را بیمار روانی معرفی کردند.

 حیدر نوری جانباز ۲۵ درصد شیمیایی اعصاب و روان از اهالی روستای پیرواش گرگان بود که به زندگی خود خاتمه داد. جسد این فرد در منزل شخصی‌اش در بلوار کاشانی گرگان توسط دخترش پیدا شد که خود را از پله‌های ساختمان حلقه آویز کرده بود.

گفته می‌شود متوفی که از مشکلات روانی رنج‌ می‌برده چندی قبل به بنیاد شهید مراجعه کرده بود که به صورت پرخاشگرانه و عصبی در حالی که میله‌ای در دست داشت، پس از مصدوم کردن نگهبان اداره، به واحدهای دیگر مراجعه و همچنین شیشه‌های درب ورودی را شکسته بود.

وی همچنین اقدام به فحاشی و ناسزا گفتن در آن زمان کرد که با پیگیری‌های لازم، بنیاد اقدام به قطع حقوق وی کرد که به احتمال فراوان مشکلات و فشارهای مالی و روحی و روانی باعث خودکشی این فرد شده است.

حدود یک ماه قبل نیز یکی دیگر از جانبازان قصد خودسوزی با بنزین در مقابل ساختمان بنیاد شهید داشت که به علت عمل نکردن سنگ فندک موفق به این اقدام نشد و مامورین نیروی انتظامی حاضر در محل، در مراحل بعدی مانع از ادامه کار وی شدند.

به گزارش ایلنا به دنبال انتشار این خبر عباس پوریانی دادستان انقلاب استان گلستان در جمع خبرنگاران خبر خودکشی یک جانباز در گرگان را تایید کرد.

وی گفت: در ارتباط با خبر خودکشی یک جانباز باید بگویم متاسفانه این اتفاق افتاده است و البته اطلاعات بیشتر در ارتباط با این موضوع را باید پیگیری کرد‌.‌

در پی پیگیری موضوع خودکشی این جانباز گلستانی، مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران این استان از پاسخگویی در این رابطه خودداری کرد.

همچنین اسماعیل کوثری رییس فراکسیون ایثارگران مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار ایلنا در ارتباط با این خبر گفت: تاکنون چنین خبری را ندیدم و خبری در مورد خودکشی جانباز در فراکسیون دریافت نشده و در مورد آن بحثی نداشته‌ایم.

مجتبی رحماندوست نایب رییس این فراکسیون نیز در گفت‌وگو با ایلنا اظهار داشت: در مورد این موضوع سخنگوی فراکسیون ایثارگران مجلس نهم باید اظهار نظر کند و بنده در جریان این رخداد نیستم.

منبع:http://www.shomalnews.com/vie


میلاد پیامبر مبارک باد

میلاد رسول مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی (ص)

و هفته وحدت بر تمام مسلمانان جهان مبارک باد

ما وقت نداریم

امروز برای شهدا ما وقت نداریم ای داغ دل لاله، تو را وقت نداریم

با حضرت شیطان سرمان گرم گناه است ما بهر ملاقات خدا، وقت نداریم

چون فرد مهمی شده نفس دغل ما اندازه یک قبله دعا، وقت نداریم

در کوفه تن غیرت ما خانه نشین است بهر سفر کرببلا، وقت نداریم

تقویم گرفتاری ما پر شده از زر ای داغ دل لاله، تو را وقت نداریم

هر چند که خوب است، شهیدانه بمیریم خوب است ولی حیف که ما وقت نداریم

بایدجانبازشیمیائی بود تا باور کرد

آقایان مسئول و دوستانی که درکمیسیون درصد جانبازان هستید

بخوانید ولمس کنید وباورمان کنید فردا خیلی دیر است .

 

اصولا جانباز شیمیائی درخود علائمی را می بیند وحس می کند که برای دیگران غیرقابل

لمس و باور است.

احساس سرخوردگی - یاس - نا امیدی - ناباوری - کم باوری - بی اعتمادی  و....هرکدام از این

 علائم وده ها نوع دیگر آن نشان از اثرات مخرب موادی است که در بدن وبطن جانش قرار دارد

 وخودش میداند که چه وقت وچه مواقعی این دردکشنده سراغش می آید

درلحظاتی که شما (افرادسالم) در حالت طبیعی دارید زندگی می کنید  وحرف می زنید وشوخی می کنید ویا می خندید هرحرکت شما توسط متابولیسم بدنتان کنترل میشود ولی درجانبازشییائی برعکس عمل میشود ؟!!!!!

هرحرکتش با واکنشی باورنکردنی مواجهه میشود !!!

شما می خندید درحالیکه او نمی خواهد ولی می خندد و اثرات زیان بارش هم هربار صرفه های ناخواسته وناگهانی است!!!

درجانبازشیمیائی احساس ترحم وجود ندارد بلکه این احساس به عشق ومحبت ودوست داشتن مبدل شده است .

چون او میداند که هر لحظه درحال مردن است وباورکرده است که امانتی نیش نیست و مردم وخانواده اش هم مهمان اویند .

درافراد معمولی عشق یعنی زندگی کردن اما دریک جانباز زندگی معنای دیگری دارد اوخودرا مسافری میداند که هر لحظه به ایستگاه پایانی میداند که باید از قطار زندگی پیاده شود .

او این باور را عشق می نامد

در افرادشیمیائی حتی صرفه کردن درخانه هم قابل تحمل برایش نیست چون میداند زن وفرزند و پدرومادر و برادر وخواهرانش درچه سختی روحی و روانی قراردارند

این حس را درخود می بیند که چه عذابی این عزیزانش می کشند ولی دم نمی زنند ..... ادمه دارد

ما نزد جانبازان بدنام شده ایم!

فاش نیوز  - ما پزشکان کمیسیون تعیین درصد در نظر جانبازان بدنام شده ایم و همه کمبودها را به ما ربط داده می شود، اما آنچه در کمیسیون در رابطه با جانبازان صورت می گیرد طبق قانون و علم پزشکی است و ما هم تمام تلاش خود را می کنیم تا حق کسی ضایع نشود.

اشاره: زمان به سرعت در حال گذر است و بسیاری از خاطره ها و سختی ها با گذر زمان به فراموشی سپرده می شوند.

شایسته نیست علمداران در پیچ و خم روزمرگی ها فراموش شوند. جانبازان و ایثارگران از سویی یادگار شهدا هستند و از سوی دیگر وجودشان در جامعه موجب برکت و پویایی است. بگذریم که برخی با زبان تند و لحن طلبکارانه با این بزرگواران برخورد می کنند.

ما به تاسی از رهبر عزیزمان که می فرمایند «وظیفه قدردانی از ایثارگران به ویژه شهیدان، فریضه ای عینی و تعینی و همیشگی است» ور برحسب وظیفه ، مدام پیگیر حقوق این دلاورمردان هستیم .

بماند که مصاحبه گرفتن از برخی مسئولین  خود به معضلی بزرگ تبدیل شده و گوشمان به اصطلاحاتی مانند «در جلسه هستند» و «اجازه مصاحبه ندارم» و ... عادت کرده است، لذا ابهاماتی که درباره  کیفیت و نحوه درصدبندی  مجروحیت جانبازان وجود دارد ما را بر آن داشت تا با آقای "محمد کفاش" رئیس کمیسیون پزشکی بنیاد شهید و امور ایثارگران گفت و گویی داشته باشیم که در ذیل می آید:

درباره نحوه درصدبندی و ابهاماتی که مطرح می شود و اکثرجانبازان ،خصوصا"آنانی که درصد های پائین تری دارندچرا اطلاع رسانی و ابهام زدایی نمی شود؟

نحوه درصد بندی بر اساس آیین نامه و علم پزشکی صورت می گیرد و ارتباطی به نظر شخصی و ... ندارد.

نظر شما این است که کمیسیون پزشکی بدون ایراد است و هیچ موردی نیست که در حق کسی اجحافی صورت گرفته باشد؟

من نمی گویم کمیسیون پزشکی اصلا خطایی ندارد اما کمیسیون پزشکی بنیاد شهید نسبت به دیگر جاها خطایش خیلی کمتر است چون برای تشخیص، آیین نامه دقیقی تعریف شده است و از طرف دیگر مطابق علم پرشکی است که از خارج است و تشخیص بر اساس آن صورت می گیرد.

لطفا در رابطه با آیین نامه توضیحی بدهید:

آیین نامه کمیسون پزشکی بنیاد چهار هزار آیتم دارد و پانصد نوع کار و عمل برای آن تعریف شده است مثل فرضا تایپ کردن، گلدان آب دادن، شانه کردن، نشستن و... وقتی جانبازی به بنیاد مراجعه می کند دقیقا برسی می شود که نسبت به کدام موارد ناتوان است و طبق آن تعیین درصد می شود.

علت مواردی که برخی جانبازان نسبت به میزان درصدشان ابهام دارند چیست؟

کمیسیون پزشکی به دنبال حق است و سعی می کند ظلمی در حق دیگر جانبازان صورت نگیرد، اما از آنجایی که فرضا شهرداری تسهیلاتی برای جانبازان بر اساس میزان درصد قائل شده است و یا تسهیلات دانشگاهی برای فرزندان جانبازان در نظر گرفته شده است، ممکن است جانبازی برای استفاده از آن نسهیلات به بنیاد مراجعه کند و تقاضای افرایش درصد داشته باشد. اگر ما بخواهیم بدون بررسی و تشخیص درصد را افزایش دهیم در حق دیگران اجحاف صورت می گیرد. هشتاد نود درصد پزشکان کمیسیون از خانواده ایثارگران هستند و نسبت به مشکلات جانبازان حساسیت دارند تعیین درصد هم توسط خود این پزشکان صورت می گیرد اما از طرف دیگر همه چیز طبق قانون صورت می گیرد و مربوط به من و یا دیگری نیست.

به هرحال این همه انتقاد وشکایت نمی تواند بی دلیل باشد!

من نمی گویم جانبازان واقعیت را نمی گویند البته امکان دارد که تعداد کمی هم اینگونه باشند من نمی دانم اما برخی مشکلات مربوط به دوران جنگ نیست. مثلا فردی که بر اثر سانحه رانندگی دچار قطع نخاع می شود نباید انتظار داشته باشد برایش درصدی اعمال شود. طبق آنچه در آیین نامه تعریف شده است تنها مواردی که در جنگ اتفاق افتاده است شامل تعیین درصد می شود. کار کمیسیون پزشکی تعیین و افزایش و حتی کاهش درصد جانبازی است که آن هم بر اساس مدارکی است که شخص از یگان مربوطه می آورد.

یعنی امکان ندارد که شخصی در زمان جنگ دچار عارضه شده باشد اما در یگان مربرطه نیز مدرکی دال بر جانبازی او وجود نداشته باشد؟

پنج درصد امکان دارد اینگونه باشند.

خب این پنج درصد را چطور بررسی می کنید؟

این افراد سه دسته هستند. اگر عارضه شیمیایی باشد یعنی تشخیص کمیسیون هم همین باشد درصد لازم صورت می گیرد. اگر جانباز دچار موج انفجار شده باشد تنها در صورتی که دو سال بعد از سانحه پیگیر بوده باشد و عارضه خودش را نشان داده باشد قابل بررسی است اما اگر بعد از فرضا" سی سال به بنیاد بیاید چنین موضوعی از نظر علم پزشکی مردود است و ربطی هم به نظر شخص من و دیگران ندارد. مورد سوم این است که جانبازی از زمان جنگ ترکشی در بدن خود داشته باشد که این هم قابل تشخیص است و درصد لازم اعمال می شود.

علت کم شدن درصد بعضی از جانبازان چیست؟

ما در کمیسیون به دنبال درمان هم هستیم و نگاه ما درمان گراست. امکان دارد جانبازی بعد از مدتی بهبودی نسبی پیدا کند. بنابراین در صورت بهبودی، امکان کم شدن درصد هم وجود دارد. متاسفانه یک نگاه اشتباه وجود دارد که درمان گرا نیست و اساسا" به دنبال این است که جانبازان فرضا" هیچ تحرکی نداشته باشند و حتی کارهای شخصی خود را دیگران برایشان انجام دهند. این نوع نگاه به جانبازان برای این عزیزان مضر است و حتی باعث افزایش بیماری هم می شود و از طرفی دیگر انگیزه ای هم برای درمان وجود ندارد اما در کشورهای دیگر که این نگاه را ندارند نود درصد بیماران اعصاب و روان بهبودی می یابند. متاسفانه در میان جانبازان ما این قضیه وجود ندارد، در حالی که نگاه درمان گرا در زمان تعیین درصد همه این موارد را لحاظ می کند و جانباز را مجبور می کند برخی کارها را خودش انجام دهد. تعیین درصد بر اساس آیین نامه فوق الذکر است و اگر جانبازی توانایی هایی دارد مشخص می شود.

اما ما برخی جانبازان شیمیایی داریم که بعد از مدتی دچار تشدید ضایعه شده اند و بعد از مراجعه به کمیسیون از آنها تقاضای مدرک می شود؟

اینکه جانبازی بگوید دچار تشدید ضایعه شیمیایی و غیره شده است باید اثبات شود و تشخیص آن به عهده ماست. گاهی اوقات جانبازان تصور می کنند بیماری شان مربوط به شیمیایی و موارد دیگر است در حالی که ممکن است بیماری دیگری مثل سرماخوردگی و غیره باشد اما اگر تشخیص بدهیم که واقعا دچار تشدید عارضه شیمیایی شده اند حتما افزایش درصد اعمال می شود. تشدید ضایعه تعریف دارد و به صرف تصور اینکه مربوط به این قضیه است نمی شود ترتیب اثر داد.

سوالی که مطرح می شود این است که آیا این تعیین درصد بقدری دقیق هست که هیچ ابهامی در مورد آن وجود نداشته باشد؟

من ادعا ندارم ضریب خطا در تشخیص صفر است اما ما تمام سعی خود را می کنیم تا اجحافی در حق کسی صورت نگیرد. ملاک تشخیص بر اساس آن پانصد عمل است و در آنجا به صورت دقیق موارد بررسی شده است  مثلا اگر یک انگشت در زمان جنگ قطع شده باشد پنج درصد اعمال می شود، دو انگشت ده درصد و ... اما از طرف دیگر نباید جانبازان همه چیز را به درصد بندی و کمیسیون ارتباط دهند. درصد مطابق ضایعه صورت گرفته در زمان جنگ اعمال می شود که آن هم با توجه به همه مسائل مثل میزان نیازمندی جانباز به پرستار برای برطرف کردن نیازهای مختلف می باشد. اما اینکه شخصی بخواهد مسائلی مثل سهمیه فرزندان در دانشگاه و معافیت سربازی و سایر تسهیلات را به کمیسیون و قضیه درصد بندی ارتباط دهد، هم به ضرر توانمندسازی  این عزیزان و هم اجحاف به دیگر جانبازان است.

به هر حال این قضیه باید حل شود و هیچ گونه ابهامی وجود نداشته باشد و بتوانیم پاسخگوی این ایثارگران که به خاطر اسلام سلامتی و جوانی خود را فدا کردند باشیم؟

ما پزشکان کمیسیون در نظر جانبازان بدنام شده ایم و همه کمبودها را به ما ربط می دهند، اما آنچه در کمیسیون در رابطه با جانبازان صورت می گیرد طبق قانون و علم پزشکی است و ما هم تمام تلاش خود را می کنیم تا حق کسی ضایع نشود.

آزاده وجانباز هشت سال دفاع مقدس

جانباز و آزاده ای بی ادعا  متین وافتاده  عیدی خزائی مردی که بهترین سالهای عمرش را برای دفاع ازاسلام وانقلاب در اردوگاه های مخوف رژیم بعثی عراق گذرانده است

 با سختی میشود از او حرفی ویا سخنی شنید

            

 

افتادگی و مهربانیش زبانزده همه ی کسانی است که اورا می شنتاسند

عیدی خزائی جانباز آزاده  از شهرستان کوهدشت دراستان لرستان

 

ادامه نوشته

خودمو میکشم؟!!!

   جانبازشیمیایی

یه روز طبق معمول تو صف نوبت معاینه وکمیسیون جانبازان نشسته بودیم وداشتیم باهم از عملیاتها ووو صحبت می کردیم  دیدم یکی از معتادان همشهریم اونجاست تامنو دید اومد پیشم وآنچنان دست پاچه شده بود که نمیدونست چی بگه ....

خلاصه من با کمی چرخش به طرف راست ومشغول شدن با بغل دستی بارسنگینی رو از روی دوشش برداشتم واون مثل فرفره ازجاش پرید ورفت اونورتر نشست ؟۱

منم حس کنجکاویم گل کرد و ضبطمو روشن کردم چون گوشام نمیشنید گفتم صداشو ضبط کنم ببینم چی میگه.

 حدود نیمساعتی صحبت کرد و رفتیم یکی یکی به صلاخ خونه (کمیسیون ) بعدار کلی بحث وجدل مارو فرستادن بیرون و اومدیم که بریم ، رفیقمو دیدم گفتم فلانی کجا بودی ؟

ندیدمت  اینجا چیکار داری ؟!

گفت حاجی منم شیمیائیم؟!!!!!!!!!!!!!!! رفتم کمیسیون وگفتن که ۱۵درصد جانبازی بهم میدن ؟!!!!!!!!!

داشتم شاخ درمیاوردم ؟

خدای من، اینکه معتاد بود و خلافکار ،چی شد ؟

تاجائیکه من میدونم رنگ جبهه هارو هم ندیده بودش .

 بعدشم معمولا یه ماه بعد درصدا رو اعلام میکنند

این چی داره میگه ؟

گفتم چرندی گفته بابا ولش کن ؟!!!

بعداز جهل ودوسه روز جوابا اومدن منو رفقام که باهم تو عملیات والفجر هشت بودیم رد شدیم اون یارو معتاده تائید شده بود ؟؟؟

داشتم کلافه میشدم رفتم بنیاد وگفتم بابا اینکارارو نکنید خدارو خوش نمیاد ؟

آنچنان سرو وبی روح جوابمو دادن اگه دستمو نمی گرفت قسم به خدا میخواستم خودمو آتیش بزنم ؟

ای بابا نامردی تا این اندازه ...

سینمای مبتذل

متن گفت‌وگوی خبرنگار رجانیوز با فرج الله سلحشور برای محکوم کردن اقدام غیر اخلاقی گلشیفته فراهانی را در ادامه بخوانید…

واقعیت این که قصد بنده در مورد این قضیه اخیر سینمای… سکوت بود ولی شاید به قول فرج الله سلحشور سکوت در این مورد واقعا خیانت باشد…به امید رضای او فقط…

بهزاد فراهانی پدر گلشیفته فراهانی نیز حاضر نشد اقدام فرزندش را محکوم کند و در حالی که فیلم اقدام غیراخلاقی گلشیفته فراهانی نیز منتشر شده، پدر وی مدعی شد که این تصویر حاصل دست‌کاری‌های عصر تکنولوژی است!

اما اگرچه بازیگرانی مانند پگاه آهنگرانی، نگار جواهریان، باران کوثری و مهناز افشار که چندی پیش در واکنش به اظهارات فرج‌الله سلحشور که فضای حاکم بر سینمای ایران را غیراخلاقی خوانده بود، دست به قلم شده و علیه وی شکوائیه منتشر کرده بودند، در قبال اقدام غیر اخلاقی گلشیفته فراهانی سکوت کرده‌اند اما سلحشور در گفت‌وگو با خبرنگار ما، تأکید کرد که از این اتفاق متعجب نشده است…

اتفاق تلخی که امروز در سینمای کشورمان افتاده است، انتشار یک عکس در فضای مجازی در خصوص یکی از بازیگرانی است که زمانی در سینمای ایران حضور داشت اما به خارج از ایران رفت و امروز کاربران اینترنت صحنه ای را دیدند که نشان می‌داد که صحبتی را که چند هفته پیش در خصوص برخی زنان هنرپیشه مطرح کرده بودید، زیاد با واقعیت منافاتی نداشته است.

من از این اتفاق اصلاً تعجب نمی‌کنم. من از اینکه یک زن بازیگر ایران در خارج از کشور ناهنجار و عریان، بازی کند خیلی تعجب نمی‌کنم؛ چون‌که سینما تعریفش همین است. سینما برای عیاشی ساخته شده است، برای اینکه ابزاری برای مبارزه با فرهنگ‌ها و اعتقاد ملت‌ها و حیا و حجاب و ایمان و پوشش شود، حالا هر ملتی که می‌خواهد باشد، نقش سینما این است و در حقیقت، این خانم یکی از آن کسانی است که این تئوری برخاسته از صهیونیسم را عملی کرده است.

من از این خیلی تعجب نمی‌کنم ولی یک چیز برای من تعجب‌آور است که یک انسان مؤمن این مسائل را ببیند و سکوت کند، این سکوت یک انسان مؤمن در برابر فحشا و منکر خیلی عجیب‌تر از آن عمل است. آن فرد خودش را نشان داده است، اما آیا مؤمنین ما زبانم لال با سکوت خود دارند خودشان را نشان می‌دهند؟ آیا مؤمنین ما دروغ می‌گویند؟ آیا مسئولین جمهوری اسلامی و نمایندگان مجلس ما طرف‌دار و پای‎بند به حیا، ایمان و حجاب نیستند که سکوت می کنند و چیزی نمی گویند؟

من از گلشیفته فراهانی و پدرش که یک زمانی از توده های معروف بوده است، تعجبی ندارم. حتی از بسیاری از بازیگران سینما هم که پاک بودند و به عنوان زن‎های خوبی در سینما مشهور بودند اما الآن آلوده و بدنام شده‌اند، تعجب نمی کنم، چون سینما ماهیتش این است اما ماهیت مؤمنین چیست؟ ماهیت علما و بزرگان دین چیست؟ آنها هم ماهیت‌شان این است که در برابر فحشا و منکرات و کثافت کاری‌های سینما در جامعه امروز ما سکوت کنند؟ این برای من عجیب تر است.

بعد از آن اظهار نظری که داشتید، خیلی از افراد روشنفکرنما برآشفته شدند، برخی از بازیگران زن سینما نامه‌ای را نوشتند و اظهار گلایه کردند و شما را مورد خطاب قرار دادند، نکته جالب اینکه با تمام آن امضا کنندگان نامه تماس گرفتیم که همگی موبایل‌های خود را خاموش کرده بودند، تنها کسی که پاسخ‌گو بود، خانم مریلا زارعی بود که بعد از آن که توضیحات ما را شنید، گفت تا زمانی که خودم عکس را نبینم اظهارنظر نمی‌کنم و اصلاً تلفنی مصاحبه نمی‌کنم! هجمه‌ای که آن موقع به وجود آمد و این سکوتی که الآن در شرایط فعلی رقم می‌خورد، نشانه چیست؟

شما فکر می‌کنید که یک قاچاقچی و فروشنده مواد مخدر اگر ببیند که مواد مخدر یک جامعه‌ای را نابود کرده است، آیا خودش باید بیاید مواد مخدر را بکوبد؟ نه! خودش فروشنده است؛ دکتری که داروی روان‌گردان را اختراع می‌کند، اگر دید که در جامعه مصیبت‌هایی به بار می‌آورد، آیا این باید داروی روان‌گردان خود را تخطئه و از آن انتقاد کند؟ من اصلاً انتظار ندارم که بیایند اعتراض کنند که چرا خانم گلشیفته فراهانی این‌طور رفتار کرده است، چون سینماگرها دو گروه هستند: یا خودشان مثل خانم گلشیفته فراهانی هستند و تصاویرشان را در این سایت‌ها می‌بینیم، یا مخالف هستند اما آن ایمان یا آن شهامتی را ندارند که از حیثیت و غیرت و ناموس خودشان دفاع کنند و با جریان موجود هم‌سو شده‌اند. مثل جریان کربلا که عده‌ای در کربلا آمدند پسر پیغمبر را کشتند و یک عده ای هم ایستادند و تماشا کردند. عده ای خودشان جزو مفسدین هستند و عده ای ایستاده و تماشا و سکوت می کنند.

باز هم من می گویم این عده سینماگر اگر انتقاد نمی کند باید از آن‌ها سؤال کرد که چطور وقتی سلحشور گفت سینمای ما به سمت فحشا و آلودگی گرایش دارد، همه صدای‎شان در آمد و باغیرت شدند ولی الآن که یک زن ناجور آبروی ما را در دنیا می برد، هیچ‎کدام صدای‎تان در نمی آید و همه سکوت می کنید؟ اگر ما خدای ناکرده با این حرکات و فحشا همراه نیستیم، چرا سکوت می‌کنیم؟

من تصور می کنم این سکوت کاملاً معنا و پیام دارد، چون به قدری عمق فاجعه زیاد است که عملاً صحبت کردن و اظهارنظر کردن در این ماجرا می تواند نشان‎گر شکست‌شان باشد.

امیدوارم که شکست مقدمه ای برای پیروزی در آینده باشد و در این شکست همچنان متوقف نشود، در سقوط و ناهنجاری ها غلتیدن و در زشتی ها غرق شدن خوب نیست. واقعاً اینها آستین بالا بزنند و این‏بار حرکتی کنند که شاید ان‌شاء الله این سینما اصلاح شود.

با چه زبانی به بزرگان و علمای دین‎مان بگویم که والله قسم خط دهنده سینما و سیمای ایران سه گروه هستند: ساواکی‌ها، توده‌ای‌ها و ماسون ها. این سه گروه دارند سینما و سیمای ایران را خط دهی می کنند. این به معنای این نیست که مسئولان ما اینگونه هستند، اما خط دهنده ها به داد سیما برسید که دارد اخلاق و ایمان و خانواده و قرآن و انقلاب را تهدید می کند. باید به مسئولین مملکتی و مسئولین اطلاعاتی کشور گفت چرا باید شما بنشینید و تماشا کنید که در سیما و سینمای ما چنین انسان هایی که سابقه‌شان از زمان شاه معلوم است، حضور داشته باشند و اینها خط دهی کنند.

در یکی از برنامه‌های “هفت” که آقای بهزاد فراهانی را به‌عنوان نماینده خانواده تئاتر دعوت کرده بودند، وی مطالبی را از طرف خانه تئاتر رسماً اعلام کرد که بیانگر این بود که سیاست‌های خانه تئاتر مورد تأیید سیمای ما هم هست.

متأسفانه همین‎طور است. در کانون بازیگران ما هم همین‎گونه است. شما ببینید مسئولین اینها قبل از انقلاب چه کسانی هستند؟ یا ساواکی بودند که هنوز هم هستند، کسی که زنش و خودش ساواکی بوده است، الآن مسئول یکی از همین سندیکاهای هنری است. اینها را که از روی هوا نمی گوییم. مسئولین جمهوری اسلامی ایران به جز رهبر معظم انقلاب اسلامی هنوز نمی‌دانند تلویزیون و سینما یعنی چه و از آفت های آن اطلاع ندارند، در حالی‌که بنیاگذاران سینما و تلویزیون این رسانه ها را خوب می شناسند و اگر مسئولین ما گمان کردند که صهیونیسم و یهود، ساواکی‌ها و توده‌ای‌ها دست برداشتند و سیمای ما را در اختیار ما قرار دادند تا ما به وسیله‌ی آن جامعه را هدایت کنیم، این خواب و خیال باطل است.

چند روز پیش در سیمای جمهوری اسلامی ایران فیلم‌هایی را انتخاب می‌کردند برای یک جشنواره که در سیما برگزار می شد یکی از انتخاب کنندگان که خودش از مسئولین است برمی‌گردد می گوید فلان فیلم را چون مستقیم به مذهب پرداخته است، انتخاب نکنید. من از مسئولین جمهوری اسلامی سؤال می کنم که این کلمه را معنا کنید. یعنی چه؟ من این را نمی فهمم. شما اگر می‌فهمید به ما بگویید.

آقای سلحشور شما به نکته ای اشاره می‌کنید که دائماً در رسانه ما رقم می‌خورد. چند شب پیش هم در یکی از سریال‌های تولیدی سیما در شبکه اول به این نکته برمی‌خوریم که یک خانم چادری با وجود اینکه باید مظهر مهربانی، محبت و آرامش باشد به عنوان قاتل معرفی می شود و “چادر”ش آلت قتاله می‌شود!

بله! به خانواده مستقیماً می‌پردازند، به رابطه دختر و پسر مستقیم می‌پردازند، به مسائل پلیسی و امنیتی می‌پردازند، چرا نباید به مذهب مستقیم بپردازند؟ آیا آنها ارزش‌مندتر از مذهب هستند و یا اینکه نه! مذهب این‌قدر مقدس است که باید همیشه در پستو نگه داشته شود و عملاً نباید سراغ مذهب رفت! متأسفانه این توجیهی است که می‌کنند

شهرخبر

ارشاد کجاست!!!!!!!!!!!!

 نکوداشت سه نسل از برگزیدگان سینماگران ایران


مراسم نکوداشت برگزیدگان سه نسل از سینماگران با حضور جمع صمیمی از سینماگران، هنرمندان و مدیران و مسئولین فرهنگی در 17 آبان‌ماه در هتل استقلال تهران برگزار شد. ضمن اینکه بارش برف در تهران باعث ترافیک شدیدی در خیابان ها شد و مهمانان با تاخیر خود را به محل رساندند و عاقبت مراسم با بیش از یک ساعت تاخیر آغاز شد. اجرای مراسم به عهده "علی معلم" بود که مانند یادداشت های سردبیری خود در مجله دنیای تصویر مراسم را با غزلی از حافظ آغاز کرد. "محمدرضا عباسیان" مدیر عامل موسسه رسانه های تصویری از جمال امید به عنوان طراح این پروژه نام برد و‎ ‎گفت:‌ این مجموعه، آثاری را در بر می‌گیرد كه حقوقش در اختیار موسسه بوده است و‏‎ ‎مجموعه‌های بعدی نیز در حال آماده شدن است كه به زودی عرضه می‌شود‎.

=====================

دست ننم درد نکنه با این پسربزرگ کردنش؟نه به همه سمینار (نهار) برای مبارزه با بی عفتی و بی حجابی نه به این نوازنده های .................؟

ادامه نوشته